یه کم که گذشت فهمیدم تو یه اتاق تاریکم که هیچ راه خروجی نداره جز یه در که بستست و پنجره ای که ارتفاعش تا سطح زمین خیلی زیاده و با پرده مات و مبهوتی پوشیده شده طوری که حتی یه ذره نور هم ازش درز نکنه به داخل اتاق چاره ای نداشتم جز اینکه صبر کنم و ببینم چه خبره
بعد از چند ساعت اومدن در اتاق رو باز کردن
یه مرد چهارشونه قوی هیکل که بهش میخورد خیلی وقته ورزش کار کرده اومد داخل
قبل از اینکه چیزی بگم گفت پسر جوون خیال نکن واسه خودت کسی هستی تو فقط یه مهره سوخته ای پس خوب گوشاتو باز کن اگه نخوای همکاری کنی مجبوریم از راه دیگه ای وارد شیم..... شب های خیس بارانی...
ما را در سایت شب های خیس بارانی دنبال میکنید
برچسب: قسمت سیزدهم اسپرین,قسمت سیزدهم سریال شهرزاد,قسمت سیزدهم سریال آسپرین,قسمت سیزدهم سریال هزار دستان,قسمت سیزدهم سریال ماه پیکر,قسمت سیزدهم شهرزاد,قسمت سیزدهم شاهگوش,قسمت یازدهم سریال شاهگوش,قسمت سیزدهم سریال وارثان پارت پنجم,قسمت سیزدهم سریال وارثان پارت ششم, نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 16:44