توی ماشین که نشستم از همکارم خانم رضایی پرسیدم چرا ازم خواست که همراهش بیام که یه جواب احمقانه داد اونم اینکه چون یه خانم تنهاست و این دفتر منطقه درستی نیست
محل قرار تو یه اپارتمان بود که اصلا شیک و مدرن به نظر نمیرسید مکان دفترم جای پرتی بود چند لحظه شَکم برد که اینجا اصلا دفتر باشه با صدای خانم رضایی که میپرسید بریم داخل به خودم اومدم و گفتم بریم
وارد ساختمون شدیم ساختمون هشت طبقه داشت داخل ساختمون برعکس بیرونش به شدت شیک و مدرن بود وارد اسانسور شدیم و طبقه پنجم پیاده شدیم.... شب های خیس بارانی...